السيد الخميني
82
سر الصلوة (معراج السالكين وصلوة العارفين) (فارسى)
سر است و آنجا رمى به پيش رو ؛ و آنجا به حجاره است و اينجا به اشاره ؛ و حجاره توسل به اسباب است ، و اشاره حكم به فناى آنها . پس ، چون ترك كونين و طرح نشئتين كردى ، خود را مخاطب به خطاب الآنَ وَصَلْتَ الَىَّ فَسَمِّ بِاسْمى دان 151 ؛ و الّا خود را در سلك جنود شيطان و در شمار عبدهء اوثان شمار . و چون خطاب الهى را به گوش بصيرت شنيدى و اذن دخول در حضرت يافتى ، بسم اللَّه گفته داخل شو . و اگر از روى اخلاص و حقيقت متذكر حقّ شدى و حقيقت اسم و مسمّى را به تعليم عَلَّمَ الأسماء « 1 » دريافتى ، مشمول خطاب ذَكَرَني عَبْدي شوى ؛ و الّا مطرود به يا كاذِبُ ، أَ تُخَادِعُني گردى . پس ساكت شو و منتظر خطاب أَحْمَدَنى حقّ شو . پس ، از روى خلوص قلب و صفاى باطن جميع محامد را مقصور به حقّ كن ، تا مشمول خطاب حَمَدَنى عَبْدى شوى ؛ و الّا به يا مُنافِق خود را مخاطب دان . و اگر حقّ را به رحمت رحمانيه و رحيميه از روى حقيقت خواندى ، مفتخر به أَثْنى عَلَىَّ عَبْدى شوى . و چون مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ گفتى ، منتظر نداىِ مَجَّدَنى عَبْدى باش . و در إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ خود را به خطاب حضورى از غيب تعيّنات ، بلكه حجاب اسما و صفات ، خارج دان تا عبادت و ثنا به لسانِ ذاتِ مفتقر ، براى ذات مستغنى واقع شود . و اگر از اهل خصوصى و به ترك خويشتن مخصوصى ، از حجاب خودى خارج شو تا لايق هذا بَيْنى و بَيْنَ عَبْدى و لِعَبْدى ما سَأَل شوى . پس به لسان حقّ آنچه را حقّ براى تو قرار داده طلب كن ؛ و تا آخر سوره كه رسيدى ، منتظر هذا هُوَ الَّذى لِعَبْدى « 2 » باش . [ كلام بعض اهل معرفت ] و بعض اهل معرفت گويند : « چنانچه حمد تقسيم شده بين بنده و حقّ - چنانچه در حديث نبوى « 3 » است - پس ، از اول سوره تا إِيَّاكَ نَعْبُدُ از حقّ است
--> ( 1 ) - « نامها را تعليم داد . » ( برگرفته از آيهء 31 سورهء بقره ) . ( 2 ) - « اين است آنچه براى بندهء من است . » اسرار العبادات ، ص 46 . ( 3 ) - بحار الأنوار ، ج 89 ، ص 226 ، « كتاب القرآن » ، باب 29 ، حديث 3 .